تبليغاتX
و قبر بطوس یالها من مصیبة
صلّي الله عليــــــــك يـــــا علي بن مـوســـــي الـــرّضا
 
 
 
 
يا علي بن موسي الرضا
 
 
 
يا امام رضا
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 17:5  توسط طه طبسي  | 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 23:13  توسط طه طبسي  | 

 

        

 

در طوس جلال كبريا مي بينم            بي پرده  تجلّـي خدا  مي بينم

 

در كفش كن حريم پور موسي           موساي كليم با عصا مي بينم

 

 

ابوعبد الله حافظ مي گويد : 

من شب جمعه اي  در حرم حضرت رضــا صلوات الله عليه  به شب

 زنده داري و عبادت مشغول بودم ، ساعتهاي آخر شب خواب بر من

 چيره گشت ، بين خواب و بيداري بودم كه ديدم دو فرشته از آسمــان

 فرود آمدند و با خط سبز رنگ بـر ديوار آن قبّه منورّه نوشتند :

 

إذا كنت  تأمل أو ترتجـــي                مـن الله  فــي  حالتيـك الـرّضا

 

فلازم   مودّة آل الرســول                 و جاورعليّ بن موسي الرّضا

 

 

وقتي آرزو و اميد داري كه خداوند درهر دو حال ( خوف و رجا )از

 

 تو خوشنود باشد دوستي وارادت خاندان پيامبر را  همواره داشته

 

 باش و مجاورت با حضرت رضــا   صلوات الله عليه  را اختيار كن

 

نقل از كتاب ( دارالسّلام ) محدّث نوري

 

 

          جان به قربان تو شاها ، كه غريب الغربائي

 

 

از سفارشات آن حضرت به دوستانشان :

 

 حضرت رضا صلوات الله عليه  به عبدالعظيم حسني فرمود :

اي عبدالعظيم ؛ از طرف من به دوستانم سلام برسان و به آنها بگو:

 شيطان را بر خود مسلّط نكنند و ايشان را دستور بده به راستگوئي و

 امانت داري و امر كن كه سكوت را پيشه خود سازند و از مجادله با

 يكديگر خود داري كنند ؛ با روي خوش يكديگر را ملاقات كنند و به

 زيارت هم بروند كه همانا اين عمل باعث تقرّب به من مي باشد.

 درنده خوئي نداشته باشند كه بخواهند يكديگر را پاره كنند؛ زيرا من

 قسم ياد كرده ام كه هر كه چنين كند و يكي از دوستان مرا خشمگين

 سازد از خدا بخواهم كه  او را در دنيا به عذاب سختي گرفتار كند و

 در آخرت از گروه زيانكاران باشد

 

المستدرك ج 9  ص 102 ح 8

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 14:42  توسط طه طبسي  | 

 

 

 

يا امام صادق ....                                                                    

در آستانه شهادت امام ششم هستيم...                                                  

و چه آقايي ...                                                                        

و چه مولايي ....

به همين مناسبت قدري از مناقب جد گرامي امام هشتم  كه خيلي نوه شوون

امام رضا صلوات الله عليه رو دوست داشتند ، امّا زودترازولادت امام رضا

( كمتر از 3هفته به ولادت امام رضا  )  به شهادت رسيدند رو مينويسم ...

 

عبدي محضرامام صادق عليه السّلام شرفياب شد،آن روزامام عليه السّلام

دو لباس نخي برتن داشت ،همسر عبدي به بيماري سختي مبتلا شده بود ،

 بيماري او چنان شديد بود كه ديگر از حيات  و زنده مانده او نا اميد شده

 بودند ... ،عبدي جريان همسرش را به محضر امام صادق رسانيد .

امام صادق عليه السّلام  لختي سر را به پايين انداخت آنگاه سر را بلند كرد و

فرمودند : 

من دعا كردم و خدا او را شفا داد ،  نزد او برگرد ، وقتي بازگشتي ميبيني

مشغول خوردن طبرزد (  نوعي شيريني ) است .

عبدي نزد همسرش برگشت ديدهمانگونه است كه حضرت فرموده بود ، از

همسرش جريان را پرسيد .

همسرش گفت : آقاي بزرگواري كه دو لباس نخي برتن داشت وارد خانه شد

 و فرمود :

يا ملك الموت  ! ألست اُمرت لنا بالسّمع و الطّاعة ؟

اي ملك الموت ! مگر تو مأمور نيستي كه از ما بشنوي و اطاعت كني ؟

پاسخ داد : آري

فرمود : دستور ميدهم كه قبض روح او را بيست سال به تاخير بيانداز !

آن شخص با ملك الموت ازخانه خارج شده وهمان موقع حال من بهبود يافت

 

بحار الانوار ج 47 ص 115

 

امام صادق فرمود :

 

اذا كان يوم القيامة وليّنا أمر شيعتنا ؛ فما كان عليهم لله فهو لنا ، و ما كان

 لنا فهو لهم و ما كان للنّاس فهو علينا

هنگامي كه روز قيامت فرا رسد ما سرپرستي امور شيعيانمان را عهده دار

 مي شويم ، هر حقّي از طرف خداوند بر آنها باشد در اختيار ماست و هر

حقي كه در اختيار ما باشد آن را به شيعيانمان ميبخشيم و هر حقّي كه مردم

از آنان داشته باشند آن نيز بر ماست كه ادا نماييم

 

بحار الانوار ج 27 ص 313 ح 10

 

عبد الله ابن أبي يعفور ميگويد :

به امام صادق عليه السّلام عرض كردم من با مردم كه معاشرت مي كنم

خيلي تعجّب ميكنم از عدّه اي كه اهل ولايت و محبّت شما نيستند و فلان و

 فلان را دوست دارند ، ولي امانتدار وراستگو هستند وبه عهد و پيمان خود

 وفا دارند ؛ اما بعضي از اشخاص كه اهل ولايت و محبّت شما هستند اين

امانتداري و راستگوئي و وفاي به عهد و پيمان در آنها نيست

ابن أبي يعفور گويد: امام صادق در برابرمن درحاليكه نشسته بود قرارگرفت

و مانند كسي كه خشمناك باشد به من رو كرد و فرمود :

لا دين لمن دان  بولاية إمام جائر ليس من  الله و لا عتب علي من دان

بولاية إمام عدل من الله

كسي كه معتقد به ولايت پيشواي ستمگري كه از طرف خدا نيست باشد

دين ندارد ، و كسي كه معتقد به ولايت امام عادلي كه ازطرف خدا برگزيده

 شده باشد بر او ملامت و سرزنشي نيست

عرض كردم : آن گروه دين ندارند و اين گروه سزاوار سرزنش نيستند ؟؟

فرمودند : بلي آنها دين ندارند و اينها را نبايد سرزنش كرد .

سپس فرمود : آيا كلام خدا را نشنيده اي كه فرموده است :

( الله ولي الّذين آمنوا يخرجهم من الظّلمات الي النّور )

(خدا سرپرست و ياور كساني است كه به اوايمان آورده اند آنها را ازتاريكي

ها به طرف روشنائي ها خارج ميكند )

يعني آنها را از تاريكي هاي گناه بسوي روشنائي توبه وآمرزش خارج ميكند

بخاطر ولايتي كه نسبت به امام عادل برگزيده خدا دارند

بعد از آن خداوند تبارك و تعالي فرموده است :

( والّذين كفروا أوليائهم الطّاغوت يخرجونهم من النّور الي الظّلمات )

و آنها كه كافر گشتند سرپرست ايشان طاغوت است و آنها را خداوند از

روشنائي به تاريكي ها بيرون مي برد

عرض كردم :

اينكه فرموده است ( والّذين كفروا ) آيا مقصودش كافران نيست ؟

فرمود : براي كافر در حال كفر چه نوري است تا او را از آن خارج كند و

به طرف تاريكي بكشاند ؟

بلكه خداوند مقصودش كساني است كه مشمول نوراسلام و نورانيّت آن بودند

و چون از حق پيروي نكردند و پيشواي ظالم و غاصب را كه كه منصوب

از طرف پروردگار نبود  پذيرفتند ، با اين ولايت ناحق از نور اسلام به

تاريكي كفر رهسپار شدند و سزاوار داخل شدن در آتش به همراه كافران

گشتند كه خداوند در آخر آيه فرموده است :

( اولئك اصحاب النّار هم فيها خالدون )

آنها اهل آتش و دوزخند و براي هميشه در آن خواهند بود

اصول كافي ج 1 ص 375 حديث 3

 

و اما آخرين سفارش امام صادق عليه السّلام در اون هنگامي كه سم بر جسم

ايشان اثرش رو گذاشته بود وامام عليه السّلام واپسين لحظات عمرشريفشون

رو سپري مي كردند :

در اين لحظات آخرعمر، امام فرمودند تا تمامي وابستگان بر بالين حضرتش

جمع شوند ...

سپس در حال احتضار و در آخرين دقايق عمر شريفشون فرمودند :

" شفاعت ما به كسي كه نمازش را سبك بشمارد نميرسد ..."

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 8:9  توسط طه طبسي  | 

 
 

 

امام رضا صلوا ت الله عليه فرمودند:

 

هر گاه يكي از شما مريض شد،اجازه دهيد مردم از وي عيادت كنند

 زيرا در اثر دعاي مستجاب يكي از آنها خداوند او را شفا ميدهد .

 

                    ( از محضر رضا عليه السّلام  ص 163 )

 

ديشب جاي همه دوستان خالي رفته بودم حرم ...

مثل هميشه زيارت امام رضا خيلي دلنشين بود  ...

اما ديشب وقتي داشتم از طرف صحن مسجد گوهرشاد بيرون ميومدم

آقا سيدي رو ديدم  كه خيلي دوستش دارم...

نميدونم شما هم ميشناسيدش يا نه ...

سيد رضا مويّد شاعر با اخلاص اهل بيت ...

من كه شعراش رو خيلي  دوست دارم .. .

مخصوصا دمپاره هايي كه سروده و اكثرش رو در هيئتهاي سينه زني  مشهد

خونده شنيدم ...

مثل اين دم كه روز تاسوعا ميخونديم ...

 

        چگونه من آب روان بنوشم            صداي العطش رسد به گوشم

 

يا اين دم كه شب عاشورا ميخونديم :

 

      امشب دهد پاس حرم ابالفضل          فردا شود دستش قلم ابالفضل

 

يا مثل اين يكي دم كه روز عاشورا ميخونديم :

 

        شمر لعين و جسم پاره پاره              زهرا ي اطهر ميكند نظاره

 

يا اين دمهايي كه آخر هيئت در ماه رمضون امسال به ياد مولاي مظلومان

 ميخونديم و عزاداري مي كرديم :

 

  خون ريزد از فرق سرش واي واي         يا رب نبيند دخترش واي واي

 

يا اين مثل این دو دم :

 

            خدا كند امشب سحر نگردد         زينب هميشه بي پدر نگردد

 

             شهادت   شير خدا  رسيده           يتيمي   شيعه    فرا رسيده

 

 

خلاصه با اين شاعرمخلص اهل بيت حال واحوالي كردم و بهش گفتم آقا سيد

ازتون التماس دعا دارم ...

اونم برام دعا كرد ...

اميدوارم همه شاعران اهل بيت هركجا كه هستند سلامت و تندرست باشند....

 

يا امام رضا

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت 18:24  توسط طه طبسي  |