تبليغاتX
و قبر بطوس یالها من مصیبة
صلّي الله عليــــــــك يـــــا علي بن مـوســـــي الـــرّضا
 

 

 

 ابن عباس گوید :  رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

ای علی ! جبرئیل در باره تو برای من خبری آورده است که چشمم روشن

 و دلم شاد گشت

او به من گفت : ای محمّد ! خداي متعال فرمود:

سلام مرا به محمّد صلّي الله عليه و آله برسان و بگو  : علي امام هدايت ،

چراغ تاريكيها و حجّت بر اهل دنياست او صدّيق اكبر و فاروق اعظم است .

و إنّي آليت بعزّتي أن لا أدخل النّار أحداً تولّاه و سلّم له و للأوصيآء من بعده

و لا اُدخل الجنّة من ترك ولايته

و التّسليم له و للاوصيآء من بعده و حقّ القول منّي :

لأملأن جهنّم و أطباقها من أعدائه و لأملأنّ الجنّة من أوليآئه و شيعته :

 

 

در خاتمه ضمن تبريك مجدد عيد غدير  به تمامي دوستان  اين شعر

زيبا  رو در مدح امام علي عليه السلام  براي دانلود ميذارم .

از همگي دوستان خوبم در اين ايام التماس دعا دارم

دلتون شاد و در پناه اميرالمومنين

يا علي

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 14:23  توسط طه طبسي  | 

 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 12:15  توسط طه طبسي  | 

 
 
 
 

هنگامي كه مأمون امام هشتم صلوات الله عليه را وليعهد خود قرار داد و سكّه به

 

 نام  مبارك آن حضـرت زد و بر منبرها خطبه براي او خـواند ، شعــرا از همــه

 

 نواحي به دربار او آمدند.

 

 هر شاعري شعر خود را كه در مدح آن سرور سروده بود خواند مگر ابونؤاس

 

 حسن بن هاني كه از شعراء بود و با آنها آمده بود ولي شعري نخواند .

 

مأمون او را سرزنش نمود و گفت تو با آنكه شيعه اي و مايل به اين خاندان ،

 

چرا مدح  علي بن موسي الرّضا كه همه خصلتهاي نيكو در آن جمع گشته اســت

 

 نميكني ؟

 

ابونؤاس در ين هنگام شعري سرود و با آن جواب اعتراض مأمون را نيز گفت

 

قيل لي أنت أحد النّاس طـــرّا            اذ تفــوّهت بالكــلام  البديه

لك من جوهر القريض مديـح             يثمرّ الدّر في يدي  مجتنيه

فلما ذا تركت مدح ابن موسي            والخصال الّتي  تجمعنّ  فيه

قلت لا أستطيـــع مـــدح  امام             كان جبــريل  خادمـاً  لأبيه

قصرت ألسن الفصاحة  عنــه            و لهــذا القريض لا يحتويه

 

 به من گفته شد كه تو يگانـه دوران هستي زيرا با اشعارت كه بدون انديشــه

 

 پيشين ميگويي عطر افشاني ميكني .

 

تو از گوهر هاي شعر سروده هايي داري كه مرواريد را در دست هاي آنكه

 

ميچيند ثمر ميدهد

 

پس چرا مدح حضرت رضا ( صلوات الله عليه ) را رها كردي و درباره آن

 

 خصلتهاي نيكويي كه در او جمع شده شعر نگفتي

 

گفتم من هرگز توانايي ندارم مدح و ستايش كنم امامي را كه جبرئيل امين خادم

 

 دربار پدر آن بزرگوار بوده است

 

زبان فصيح سخنوران از مدح او عاجز و نارسا است و بخاطر همين هرگز شعر

 

 هم نمي تواند صفات او و خوبي هاي او را فراگير باشد .

 

 

 مأمون پس از شنيدن اين اشعار ظرف مرواريد را طلب كرد و دهان ابونؤاس

 

 را پر از مرواريد كرد .

 

و نيز نسبت به علي بن هامان چنين عكس العملي را انجام داد .

 

هنگامي كه حضرت رضا صلوات الله عليه در صدر مجلس نشست مأمون گفت :

 

اي علي بن هامان درباره حضرت علي بن موسي الرّضا  و اهل بيت رسالت  چه

 

 ميگويي ؟  گفت :

 

چه بگويم درباره طينت و سرشتي كه با آب حيات سرشته شده است و درختي

 

 كه با آب وحي و رسالت آبياري شده است ؟  و آيا از آن جـز  تقوي  و عطــر

 

 هدايت ميوزد ؟

 

در اين هنگام مأمون دهان او را پر از مرواريد كرد .

 

 

بشارة المصطفي ص 80

 

 

ز آستان رضايم خدا جدا نكند ...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 12:16  توسط طه طبسي  | 

 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 11:12  توسط طه طبسي  | 

 
 
 
 

جواني از اهل شام در جلسه امام باقر عليه السّلام زياد حاظر ميشد؛ روزي در

 

محفل حضرتش گفت :

 

سوگند به خدا من به جهت محبّت به شما در جلسه شما حاظر نمي شوم بلكه

 

 فقط بخاطر فصاحت و دانش  شماست كه دراين محفل حاظر ميشوم

 

امام عليه السّلام تبسّمي نمود و چيزي نفرمود  .

 

چند روزي گذشت و خبري از جوان نشد ؛ حضرت جوياي حال آن جوان شد

 

شخصي گفت او بيمار است ؛ در اين حين شخصي  وارد شد و گفت اي فرزند

 

رسول خدا ! آن جوان از دنيا رفت .  او وصيت كرده تا شما بر جنازه او نماز

 

بخوانيد

 

امام عليه السّلام فرمودند :

 

وقتي او را غسل داديد بگذاريد روي سرير باشد و او را كفن نكنيد تا من بيايم

 

آنگاه حضرتش برخاست و وضو گرفت و دو ركعت نماز خواند و دعا نمود و

 

 سپس سر به سجده گذاشت و سجده را طول داد بعد برخاست و رداي رسول

 

 خدا بر تن كرد و نعلين بر پا نمود و بسوي او رفت ، وارد خانه شد .

 

 آنگاه وارد اطاقي كه او را غسل ميدادند . او را غسل داده روي سرير گذاشته

 

بودند .  حضرت با نامش او را صدا زده و فرمود :

 

اي فلاني !    ناگاه  آن جوان پاسخ داده و لبّيك گفت و سر بلند كرد  و نشست

 

حضرت شربت سويقي خواست و به او خورانيد ؛ آنگاه پرسيد چه شده به تو

 

گفت ترديدي ندارم كه قبض روح شده ام و وقتي روح از بدنم خارج شد صداي

 

دلنشيني را شنيدم كه تا حال نيكوتر از ان نشنيده ام كه گفتند :

 

روح او را بازگردانيد . زيرا محمّد بن علي او را  از ما خواسته است .

 

الثّاقب في المناقب  369 ح 2

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 8:53  توسط طه طبسي  | 

 
 
 
 
        رنگ از رخسار کنیز پریده بود ..

مولایش سخت او را مورد عتاب قرار داده بود ...

گفته بود اگر گوشتی  را که خریده است معاوضه نکند و یا پولش را پس نیاورد

سخت کیفرش خواهد داد ...

اما اکنون مرد قصاب هم از گرفتن گوشت امتناع میورزید وکنیز دیگر نمیدانست

چه کند و عذابی دردناک را از جانب مولایش آماده میدید .

در این میان بزرگ مردی از تبار آسمان از  مرد قصاب خواست  که گوشت 

خریداری شده کنیز  را حتی المقدور  معاوضه کند  یا پس بگیرد  .

اما مرد قصاب نه تنها این خواسته را قبول نکرد که با بی حرمتی دست رد بر

سینه حجت خدا زد و با بی احترامی وساطتت شاه مردان را قبول نکرد .

بلافاصله  دوستان مرد  قصاب گفتند دانستی با  چه کسی اینچنین برخورد نمودی

و دست  رد بر سینه چه کسی زدی ؟

او اسد الله الغالب بود ...

امیرمومنان علی علیه السّلام ...

برق از چشمان مرد قصاب رفت ...

دنیا به رویش تیره شد ...

تازه فهمیده بود که در مقابل خواسته چه کسی ایستاده و چه کرده است ..

بلا فاصله  ساتور قصابی اش  هوا را درید و با شدت پایین آمد , اما اینبار نه بر

گوشت و استخوان حیوان مذبوح که بر گوشت و استخوان خودش ....

اینباردست مرد قصاب بود که بوسیله آن از مچ قطع گردید ...

خون از دست قطع شده میریخت و اشک در چشمان مرد قصاب حلقه زده بود .

اما اشکهایش نه از درد جسمی بود ؛ که خود این کار را به عمد انجام داده بود .

اشکهایش قطرات زلال ندامتی بود که در نشناختن و معرفتن نداشتن به مولایش

علی جاری شده بود .

اشک میریخت و در کوچه فریاد میزد مردم !!!!

من آن دستی که بوسیله آن به مولایم علی  ع جسارت کردم  نمیخواهم ...

و با شتاب به سوی امیرمومنان روانه شد  تا به حضرت رسید ..

و حضرت به او عنایت کردند و دستش را مثل سابق سالم نمودند .

این جریان رو گفتم تا یک مقایسه ای بین خودمون و این مرد قصاب بکنیم .

خدا وکیلی چقدر از کارهای ما دست رد زدن به سینه مهدی فاطمه است ؟

 و کی و  چقدر از این کارامون نادم میشیم و این ندامت چقدر دوام داره  ؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 23:53  توسط طه طبسي  | 

 
 
 

 

یک امام رضا هست  و یک جواد الائمه ....

امروز روز  شهادت میوه دل امام هشتمه ...

روز شهادت امام نهم علیه السّلام .

اصلا نمیشه به  شدت علاقه بین این پدر و پسر  پی برد  .

پسری که پر برکت ترین مولود شیعه در کل زمانه.

پسری  که با اومدنش زخم زبان زدنها  به امام هشتم تموم شد  .

میگن  امام رضا رو به جوادشون قسم بدی حتما جواب میدن

امروز روز نوکری تو مجلس عزایی هست که صاحب عزاش امام هشتمه .

از همه دوستان التماس دعا دارم .

 

کلیم بن عمران گوید :

به امام رضا عرض کردم : دعا کنید تا خداوند فرزندی برای شما عنایت کند

حضرت فرمود:

تنها  یک فرزند برای من روزی می شود و او از من ارث میبرد

وقتی امام جواد علیه السّلام متولد شد , امام رضا به یارانش فرمود :

فرزندی برای من متولد شد که همانند موسی بن عمران است که دریاها را

میشکافد و همانند عیسی بن مریم است که مادر پاکیزه ای دارد .

براستی که پاک و پاکیزه آفریده شده است

آنگاه امام رضا صلوات الله علیه  فرمود :

این فرزندم از روی ستم و خشم کشته خواهد شد .

اهل آسمان بر او می گریند و خداوند متعال بر دشمنش غضب می نماید

و اندکی نمیگذرد که خداوند او را به عذاب دردناک و کیفر شدید خویش

 گرفتار می نماید .

امام رضا در طول آن شب در کنار گهواره جوادش بود و  میگریست

و با  جوادش  زمزمه میکرد ....

بحار الانوار ج 50 ص 15

 

یا جواد الائمه ادرکنی

 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 10:53  توسط طه طبسي  | 

 
+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1384ساعت 20:5  توسط طه طبسي  | 

 

 

به مناسبت فرا رسيدن23 ماه ذيقعده ؛ روز زيارتي مخصوص امام هشتم ؛

 _ كه در اين روز زيارت امام رضا از نزديك و از راه دورسفارش شده _

 كمي از فضايل زيارت امام هشتم صلوات اللّه عليه رو ذكر ميكنم  :

 

پيامبر اكرم صلي اللّه و عليه و آله  فرمودند :

زود باشد كه پاره اي از تن من در خراسان دفن گردد و هيچ مؤمني زيارت

 نمي كند او را مگر اينكه حق تعالي بهشت را بر او واجب گرداند و بدنش

 را بر آتش جهنّم حرام گرداند .

 

همچنين رسول الله صلّي الله و عليه و آله فرموده اند :

پاره اي از بدن من در خراسان دفن خواهد شد هرغمناكي كه او را زيارت

 كند البته حق تعالي غمش را زائل گرداند  وهر گناهكاري كه او را زيارت

 كند البته خدا گناهانش را بيامرزد .

 

دربيان ارزش والاي زيارت امام رئوف؛ از پدرگراميشان امام كاظم (ع )

 روايت شده است :

هر كه زيارت كند قبر فرزند من علي را ؛ از براي او در نزد خداي تعالي

 ثواب هفتاد حج مقبول بوده باشد .

راوي از امام موسي بن جعفر  عليه السّلام پرسيد :

هفتاد حج مقبول ؟

امام كاظم فرمودند :بلكه هفتاد هزار حج  .

راوي گفت : هفتاد هزار حج ؟

امام پاسخ دادند : كه چه بسيار حجي كه مقبول نباشد.

هر كه آن حضرت را زيارت كند يا يك شب نزد آن حضرت بماند چنان

 باشد كه خدا را در عرش زيارت كرده باشد .

راوي پرسيد چنانكه خدا را در عرش زيارت كرده باشد ؟

امام كاظم عليه السّلام پاسخ فرمودند :

بلي ، چون روز قيامت مي شود برعرش الهي چهاركس از پيشينيان وچهار

 كس از پسينيان خواهند بود .

اما پيشينيان پس : نوح و ابراهيم و موسي و عيسي عليهم السّلام .

و امّا پسينيان پس : محمّد صلّي الله عليه و آله ، علي و حسن و حسين

عليهم السّلام و آنگاه در پاي عرش ريسماني ميكشند و ؛ پس مينشينند با ما

زيارت كنندگان قبور ائمّه و بدرستي كه زيارت كنندگان قبر فرزندم علي درجه

ايشان از همه برتر و عطايشان از همه بيشتر خواهد بود

 

همچنين از حضرت امام رضا  صلوات الله عليه روايت شده است كه

فرموده اند :

هر كه مرا زيارت كند با اين دوري قبر من بيايم به نزد او در سه موطن

در روز قيامت تا او را خلاصي بخشم از ترسهاي آنها :

در وقتي كه نامه هاي نيكوكاران در دست راست ايشان و نامه هاي بدكاران

در دست چپ ايشان پرواز كند و نزد صراط و نزد ترازوي اعمال

 

از امام محمّد تقي عليه السّلام ، يگانه فرزند علي بن موسي الرّضا صلوات

الله عليه روايت شده است :

در ميان دو كوه طوس قطعه اي از زمين است كه از بهشت برداشته شده

است هر كه داخل شود در آن ايمن خواهد بود در روز قيامت از آتش .

 

و همچنين از آن حضرت فرموده اند :

من ضامنم ازجانب حق تعالي بهشت را از براي هركه زيارت كند قبر پدرم

را بطوس در حالي كه عارف به حق آن حضرت باشد .

 

 

ز آستان رضايم خدا جدا نكند ...

 

 

اما از نظر تاريخي اين روز مصادف با روزهايي هست كه فرستادگان

مأمون پست فطرت ،  علي رغم ميل امام رضا صلوات الله عليه ، امام

هشتم رو مجبور به سفري بدون بازگشت كردند .

روايت شده در اين روز امام ، بستگان و دوستان و ياران رو جمع كردند و

به همه محبت و نيكي فرمودند و خبر از سفري بي بازگشت دادند ...

سفري كه ازهمان اول رنگ شهادتش برامام صلوات الله عليه مشخص بود.

كه ائمه صلوات الله عليهم  از تمامي امور  آگاه هستند ...

دو روزبعد يعني در2۵ ذيقعده سال 200هجري قمري امام صلوات الله عليه

بدون فرزند دلبندشون جواد الائمه عازم سفر شهادت شدند ...

البته بنا بر نقل قولي روز 23 ذيقعده رو مصادف با شهادت امام رضا هم

 ذكر كرده اند .

در هر صورت مأمون ملعون كار خودش رو كرد و امام رضا رو به ديار

غربت آورد و سپس  شهيد كرد...

براي همين يكي ازالقاب اين امام همام غريب الغرباست چون دوراز پدران

بزرگوارشون  و تنهاي تنها در ارض خراسان با اين فاصله زياد نسبت به

امامان ديگر هستند ...

 

اللهم العن اوّل ظالم ظلم حق محمّد و آل محمّد و آخر تابع له علي ذلك

 

صلوات مخصوص امام رضا ( صلوات الله علیه ) :

 

 

 

دعاي امين الله :

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَمينَ اللهِ فى اَرْضِهِ وَحُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا

اَميرَالْمُؤْمِنينَ (درزيارت ائمه ديگر اسم آن امام را به جاي

اميرالمومنين ذكر ميكنيم ) ، اَشْهَدُ اَنَّكَ جاهَدْتَ فِى اللهِ حَقَّ جِهادِهِ،

وَعَمِلْتَ بِكِتابِهِ، وَاتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِيِّهِ، صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، حَتّى دَعاكَ اللهُ

اِلى جِوارِهِ، فَقَبَضَكَ اِلَيْهِ بِاخْتِيارِهِ، وَاَ لْزَمَ اَعْدائَكَ الْحُجَّةَ مَعَ مالَكَ مِنَ

الْحُجَجِ الْبالِغَةِ عَلى جَميعِ خَلْقِهِ، اَللّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسى مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ،

راضِيَةً بِقَضائِكَ، مُولَعَةً بِذِكْرِكَ وَدُعائِكَ، مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ اَوْلِيائِكَ،

مَحْبُوبَةً فى اَرْضِكَ وَسَمائِكَ، صابِرَةً عَلى نُزُولِ بَلائِكَ، شاكِرَةً لِفَواضِلِ

نَعْمائِكَ، ذاكِرَةً لِسَوابِـغِ آلائِكَ، مُشْتاقَةً اِلى فَرْحَةِ لِقائِكَ،

مُتَزَوِّدَةً التَّقْوى لِيَوْمِ جَزائِكَ، مُسْتَنَّةً بِسُنَنِ اَوْلِيائِكَ، مُفارِقَةً لاَِخْلاقِ

اَعْدائِكَ، مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْيا بِحَمْدِكَ وَثَنائِكَ .

    اَللّـهُمَّ اِنَّ قُلُوبَ الْمُخْبِتينَ اِلَيْكَ والِهَةٌ، وَسُبُلَ الرّاغِبينَ اِلَيْكَ شارِعَةٌ،

    وَاَعْلامَ الْقاصِدينَ اِلَيْكَ واضِحَةٌ، وَاَفْئِدَةَ الْعارِفينَ مِنْكَ فازِعَةٌ، وَاَصْواتَ

    الدّاعينَ اِلَيْكَ صاعِدَةٌ، وَاَبْوابَ الاِْجابَةِ لَهُمْ مُفَتَّحَةٌ، وَدَعْوَةَ مَنْ ناجاكَ

    مُسْتَجابَةٌ، وَتَوْبَةَ مَنْ اَنابَ اِلَيْكَ مَقْبُولَةٌ، وَعَبْرَةَ مَنْ بَكى مِنْ

    خَوْفِكَ مَرْحُومَةٌ، وَالاِْغاثَةَ لِمَنِ اسْتَغاثَ بِكَ مَوْجُودَةٌ، وَالاِْعانَةَ لِمَنِ

    اسْتَعانَ بِكَ مَبْذُولَةٌ، وَعِداتِكَ لِعِبادِكَ مُنْجَزَةٌ، وَزَلَلَ مَنِ اسْتَقالَكَ مُقالَةٌ،

    وَاَعْمالَ الْعامِلينَ لَدَيْكَ مَحْفُوظَةٌ، وَاَرْزاقَكَ اِلَى الْخَلائِقِ مِنْ لَدُنْكَ نازِلَةٌ،

    وَعَوائِدَ الْمَزيدِ اِلَيْهِمْ واصِلَةٌ، وَذُنـُوبَ الْمُسْتَغْفِرينَ مَغْفُورَةٌ، وَحَوائِجَ

    خَلْقِكَ عِنْدَكَ مَقْضِيَّةٌ، وَجَوائِزَ السّآئِلينَ عِنْدَكَ مُوَفَّرَةٌ، وَعَوائِدَ الْمَزيدِ

    مُتَواتِرَةٌ، وَمَوائِدَ الْمُسْتَطْعِمينَ مُعَدَّةٌ، وَمَناهِلَ الظِّماءِ مُتْرَعَةٌ، اَللّـهُمَّ

    فَاسْتَجِبْ دُعائى، وَاقْبَلْ ثَنائى، وَاجْمَعْ بَيْنى وَبَيْنَ اَوْلِيائى، بِحَقِّ مُحَمَّد

    وَعَلِىّ وَفاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ، اِنَّكَ وَلِىُّ نَعْمائى، وَمُنْتَهى مُناىَ وَ

    غايَةُ رَجائى فى مُنْقَلَبى وَمَثْواىَ .

    اَنْتَ اِلهى وَسَيِّدى وَمَوْلاىَ،اِغْفِرْ لاَِوْلِيائِنا، وَكُفَّ عَنّا اَعْدائَنا،

    وَاشْغَلْهُمْ عَنْ اَذانا،وَاَظْهِرْ كَلِمَةَ الْحَقِّ وَاجْعَلْهَا الْعُلْيا،

    وَاَدْحِضْ كَلِمَةَ الْباطِلِ وَاجْعَلْهَا السُّفْلى، اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْء قَدير

 

در خاتمه عكس ضريح مطهر در پست قبل رو از اينجا

 و عكس حرم مطهر در اين پست رو از اينجا  با كيفيت

عالي میتونید دانلود كنيد

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 13:37  توسط طه طبسي  |