تبليغاتX
و قبر بطوس یالها من مصیبة
صلّي الله عليــــــــك يـــــا علي بن مـوســـــي الـــرّضا

 

 

با عرض شاد باش و تبريك  فراوان به خاطر اين عيد بزرگ

براي اينكه بدونيم  مثل همچين روزي  چه كسي  به درك

ميره  همين يك حديث از شاه ولايت كفايته :

اميرالمومنين صلوات الله عليه فرمودند :

هيچ كس با هيچ قبيله اي
به اندازه و شدت دشمني عمر با

اهل بيت پيامبر دشمني نكرده است

بدعتهايي كه عمر ملعون ايجاد  كرد و  دشمني كه اون زنا زاده 
با اهل
بيت  و شيعيان اميرالمومنين  داشت  باعث  گمراه شدن
تعداد  زيادي از 
افراد كه همون سني ها هستند شد .

عاقبت كساني كه حتي ذره اي در دل محبت عمروابوبكر دارند:

 امام صادق صلوات الله عليه  فرمودند :

 ثابت و محقق است نزد خداي تعالي كه داخل بهشت نكند  كسي

 كه  در قلب او به اندازه خردلي محبت آن دو نفر باشد .

( تفسير برهان جلد 1 ص 156)

همچنين فرمودند : سوگند به آن كسي كه حضرت محمّد را بر حق

مبعوث كرد اگر  در قلب  جبرئيل و ميكائيل ذره اي  از حب آن دو  نفر

(  ابوبكر  و  عمر ) باشد خداي متعال آنها  را  با صورت در آتش جهنم

خواهد انداخت

( بحار الانوار ج 5 ص 339 حديث 5 )

يك دوستدار واقعي اميرالمومنين بايد به مناسبت هلاكت عمر در اين

روز از ته دل شاد شاد باشه چون :

امام علي عليه السّلام فرمودند :

دوستي ما و دوستي دشمنان ما در يك دل جمع نميشود .

همانا خداوند متعال در باطن هيچ فردي دو دل قرار نداده است

كه هم دوست بدارد اين را و هم دشمن بدارد ....

تا اينجاي حديث كه مولا ميفرمايند :

پس هركس كه ميخواهد بداند ما را دوست دارد قلب خود را

امتحان كند  اگر با  دوستي  و محبت به ما ، محبت  دشمنان

ما را هم در دل خود جاي داده پس بداند كه ازما نيست و ما

هم از او نيستيم و خداي متعال و جبرئيل و ميكائيل دشمن او

هستند و  خدا دشمن كساني هست كه كفر ورزيدند .

 ( تفسير قمي ج 2 ص 171)

 

ضمن عرض تبريك مجدد اين عيد بزرگ و با گرامي داشتن  ياد  و
خاطره شيرمرد ايراني  و شيعه خالص مولا اميرالمومنين كه در 
اين ر وز اين شادي بزرگ رو آفريد و دل مولا رو شاد كرد ؛  يعني
فيروز  رحمت الله عليه   ؛  اين حديث  رو  هم تقديم ميكنم  براي
كسايي كه هنوز شاد شاد نيستن :

خداوند بزرگوار به پيامبرش فرمود  :

اي محمّد ! علي به منزلت تو نميرسد مگر به آنچه ميرسد به او

از
بلاها توسط  فرعون او و غصب كننده حق او كه جرات پيدا

ميكند
بر من و كلام من را بدل ميكند و شرك بر من مي آورد  و

مردم  را
منع ميكند از راه رضاي من و گوساله از براي امّت تو

 بر پا ميكند كه آن ابوبكر است و كافر مي شود به  من  درعرش

و 
 عظمت  و جلال من .

 به درستي كه امر كرده ام ملائكه  هفت آسمان  خود را  كه

 براي 
 شيعيان و محبان  دين شما عيد بگرداند آن روزي را 

كه آن
ملعون  كشته ميشود

و امر كرده ام ايشان را كه كرسي كرامت مرا نصب كنند  در  برابر
 بيت المعمور و ثنا كنند بر من و طلب آمرزش نمايند  براي شيعيان
و محبّان شما از فرزندان  آدم  و  امر  كرده ام  ملائكه  نويسندگان
 اعمال را كه از اين روز تا سه روز قلم از مردم برداشته و ننويسند گناهان ايشان را براي كرامت تو و وصي تو .

اي محمّد  اين روز را عيد گردانيدم براي تو  و اهل بيت تو و

براي هر كه تابع  ايشان است از مومنان  و  شيعان ايشان و

سوگند ياد ميكنم بر خود به عزّت وجلال خود و علوّ و منزلت

و مكان خود كه عطا  كنم  كسي را كه عيد  كند  اين  روز  از

براي من ، ثواب آنها كه به دور عرش احاطه كرده اند و قبول

كنم  شفاعت او را  در خويشان  او  و زياد  كنم مال او را اگر

گشادگي  دهد بر عيال خود در اين روز ....

بحار ج 31 ص 120

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 14:36  توسط طه طبسي  | 

 

امروز حالم خيلي گرفته است  ...

از كسايي دلگيرم كه حتي كمترين احترام رو نسبت به ائمه اطهار قائل نيستن و
با دشمنانشون اظهار دوستي ميكنن ...

از كساني  دلگيرم كه اين حديث امام صادق عليه السلام  رو رد ميكنند كه فرمود  : 

 دين چيزي نيست جز تولي و محبت نسبت به دوستان ما و تبري و برائت از دشمنان ما

 براي كساني متاسفم كه  سخنان حجت خداوند امام صادق عليه السلام  براشون
ملاك نيست اما حرفاي عبد الحسين زرين كوبها و محمود صناعي ها مهر تاييد خداييه ... !!

از كساني كه علنا در مقابل كلام فوق الذكر امام صادق مي ايستند و بيان  ميدارند  ديـن  اسلام  فقط دين دوستيه !

كساني كه براشون دشمني معنا دارتعريف نشده است  ...

كساني كه نه تنها نسبت به دشمنان اهل بيت عليهم السّلام هيچ دشمني ندارند بلكه به دشمنان اهل بيت ارادت هم دارن ...

كسايي كه اعتقاد ندارند هر عملي بي ولايت اميرالمومنين حيدر  عملي حبط و باطله ...

چه زيبا گفته سعدي كه : دوستي با دشمنانِ دوست ، در حقيقت آزردن و رنجاندن دوسته ..

و معني تبري يعني همين كه براي اظهار ارادت به اهل بيت بايد با دشمنانشون دشمن باشيم  ،حتي اگر خدايي نكرده دشمن اهل بيت پدر يا مادر انسان  باشه .

البته كه داشتن تبرّي مقام بالايي هست كه نصيب هر كسي نميشه ..

يكي از همين افراد به من گفت معيار سنجش ارزش افراد در نزد خداوند  ، مقدار عبادت و راز ونياز با خداونده و نه داشتن ولايت،پس اينقدر به نداشتن ظواهر (ولايت اميرالمومنين ) اعتراض نكن  !!!

به نظر اين شخص  بيمعرفت ، مهم نيست كه انسان به عهد غدير پايبند باشه و شيعه اميرالمومنين باقي  بمونه  بلكه مهم اينه كه با خدا رابطش خوب باشه ...

 من خيلي ساده  و روون براش نوشتم آقاي (xxx ) ! شيطان از مقربين خدا بود و داراي مقامي بالا . هر سجده  شيطان به  درگاه خداوند  هزار سال طول ميكشيد ...

تا اينكه خدا انسان رو آفريد .

شيطان از دستور خدا مبني بر سجده بر آدم سر پيچي كرد  :

( خلقتني من نار و خلقته من طين )  

و گفت خدا عوض  سجده بر آدم به تو سجده هاي طولاني تري ميكنم  و بيشتر به مناجات با تو ميپردازم .

( بيشتر باهت در رابطه خواهم بود و ذكرت رو ميگم )  اينجا بود كه خدا گفت نه ! دور شود كه تو رانده شدي ... 

وشيطاني كه هر سجدش 1000 سال بود  به خاطر تكبر و سرپيچي از فرمان خدا رانده شد .

شيطان  حتي اگر به مدت زمان هر سجده اش هم براي خدا اضافه ميكرد

( مثلا  ده هزار سال طول هر سجدش ميشد  )   كاري رو انجام ميداد كه دلش خواسته بود و نه خدا ...

خدا بهش گفته بود به آدم سجده كنه و اصلا سجده طولاني تر نميخواست .

پس خيلي ساده ميفهميم :

 براي خداوند ملاك تقرّب افراد ،  فرمانبرداري محض و بدون چون و چراي  افراده نه سجده هاي طولاني...

و نتيجه ميگيريم  بر خلاف گفته اون شخص نه تنها داشتن ولايت ظاهر دين نيست بلكه سنگ بناي دين و  اصل دينه  ؛ چون خداوند  بارها و بارها و از جمله در روز غدير حجت رو تمام كرد و راه رسيدن به خودش رو فقط به فقط از طريق  قبول ولايت و فرمانپذيري از اميرالمومنين و يازده امام عليهم السّلام  عنوان كرد .

حال هر كس  بدون  قبول ولايت شاه نجف  بخواد  با خدا مناجات كنه يقينا همون راه شيطان رو رفته و عملش بيهوده است .

چون خشت اول رو كج گذاشته به يقين ديوارش تا ثريا كج خواهد رفت و هيچ يك از راز و نياز هايش با خدا براش هيچ سودي نداره چون از همون اول به بيراهه رفته  ...

بنا براين راز و نياز افرادي كه ولايت اميرالمومنين رو قبول ندارند ، عملي است شيطان صفتانه چون  ظاهراً خدا رو عبادت ميكنند اما در حقيقت پرستش گر هواي نفسشون هستند ...

چون بر اين امر مهم خدا  كه از لسان رسول الله در روز غدير عنوان شد  (  پذيرش  ولايت مطلقه اميرالمومنين و ائمه اطهار   ) گردن ننهادند و در حقيقت از همون ابتدا به بيراهه رفتند ...

 در تاكيد بر اين مطلب كه ولايت اميرالمومنين  اصل مطلب و سنگ زير بناي تدينه   چند  حديث رو از امام صادق  عليه السّلام  بيان ميكنم :

 حديث اول : 

 كليني در كتاب كافي از امام صادق عليه السّلام نقل ميكند كه آن حضرت به شيعيان خود فرمود : به خدا قسم فقط اعمال شما پذيرفته ميشود و به خدا قسم فقط خداوند شما را مي آمرزد ، بين يكي از شما و آنچه باعث خشنودي و چشم روشني او گردد چيزي جز رسيدن جان او به حلقومش فاصله نيست .

در ادامه حديث امام صادق به حضور پيامبر و امام علي در هنگام وفات  شيعيان اشاره  و فرموده اند : به فرمان اين دو بزرگوار  ملك الموت به راحتي و آساني جان شخص شيعه  را قبض روح ميكند .

سپس برايش كفني از بهشت بهمراه حنوطي كه با مشك خوشبو آميخته است مي آورند .

او را  با آن كفن بهشتي كفن مي كنند ، از آن حنوط بر بدنش ميمالند و جامه بهشتي بر او او ميپوشانند . هنگامي كه او را در قبر ميگذارند ، خداوند دري از درهاي بهشت بر او بگشايد كه نسيم بهشتي و عطر و بوي آن به او رسد .سپس از پيش رو و طرف راست و چپ او قبرش را به اندازه يك ماه راه وسعت دهند و بعد از آن به او گفته شود بخواب همانند عروسي كه در بستر مي آرمد و تو را بشارت باد به راحتي و آسايش و بهشتي كه پر از نعمت است و پرودگاري كه بر تو خشمگين نيست ...

‌‌‌( حديث طولاني هست كه ادامه اش رو نياوردم .)

 حديث دوم  و  بسيار مهم :

 كليني در كافي و محمّد بن مسعود عيّاشي در تفسير خود از عبدالله ابن أبي يعفور نقل كرده اند كه گفت :

به امام صادق عليه السّلام عرض كردم : مولاي من ! با  مردم كه در معاشرت هستم خيلي تعجب ميكنم از عده اي كه اهل ولايت و  محبـت  شما  نيستــند  و ابوبــكر و  عمـــر ( عليهما اللعنة ) را دوست دارند  ولي امانتدار و راستگو هستند و به عهد و پيمان خود وفادارند.  اما بر خلاف آنها برخي از افراد كه ولايت شما رو قبول دارند اين امانتداري و راستگوئي و وفاء به عهد در آنها نيست ...

 ( شايد  حرف  ابن أبي يعفور حرف خيلي از افراد امروزي هست كه ميگن :  سني ها از جماعت شيعه اگر بهتر نباشن كمتر نيستن چون  همه چيز رو بهتر  رعايت ميكنند و دينشون محكمتره ! ، نمازاشون سر وقته و خدا رو با خلوص تر صدا ميزنن و از اين حرفا ... .    اما بايد ديد امام صادق عليه السّلام  چه جوابي ميفرمايند )

 ابن أبي يعفور ميگويد : در اين حال امام صادق در حاليكه در برابر من نشسته بود مانند كسي كه خشمناك باشد به من رو كرد و فرمود :

لادين لمن دان بولاية امام جائر ليس من الله ، و لا عتب علي من دان بولاية امام عدل من الله .

 يعني : كسي كه معتقد به ولايت پيشواي ستمگري كه از طرف خدا نيست باشد دين ندارد ، و كسي كه معتقد به ولايت امام عادلي كه از طرف خدا برگزيده شده است بر او ملامت و سرزنشي نيست .

 ابن أبي يعفور ميگويد : آقاي من ! آن گروه ( جماعت سني  )  با آن راستگويي و وفاي به عهد  و .... دين ندارند !!!!!!!؟

 و اين گروه با اينكه نه به راستگويي آن گروه هستند و نه در وفاي به عهد مثل آنها هستند و نه در ساير موارد  مستوجب سرزنش نيستند

 امام پاسخ فرمودند : بلي .

آنها دين ندارند و اينها را نبايد سرزنش كرد .

 سپس امام  فرمودند :  آيا كلام خدا را نشنيده اي كه فرموده است :

 (( الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الي النّور ))

 ( خدا سرپرست و ياور كسانيست كه ايمان آورده اند ، آنها را از تاريكي ها به طرف روشنايي ها هدايت ميكند )

 امام در شرح اين آيه فرمودند :  يعني خدا وند آنها ( شيعيان ) را از تاريكي هاي گناه به سو ي روشنائي توبه  و آمرزش خارج ميكند  ، به خاطر ولايتي كه نسبت به امام عادل برگزيده خدا دارند .

بعد از آن خداوند تبارك و تعالي فرموده است :

 ( والذين كفروا أولياؤهم الطاغوت يخرجونهم من النور الي الظلمات )

 ( و آنها كه كافر گشتند سرپرست ايشان طاغوت است و آنها را خداوند از روشنائي به تاريكي ها بيرون مي برد )

 ابن أبي يعفور عرض كرد : مراد از ( والذين كفروا ) كافران نيستند ؟

 امام پاسخ دادند : براي كافر در حال كفر چه نوري است تا او را از آن خارج كند و به طرف تاريكي بكشاند ؟

بلكه منظور كساني هستند مشمول نور اسلام و نورانيت آن  بودند و چون از حق پيروي نكردند و سرپرستي پيشواي ظالم غاصب (ابوبكر و عمر و عثمان ) را كه منصوب از طرف پرودگار نبود پذيرفتند با اين ولايت ناحق از نور اسلام به تاريكي كفر رهسپار شدند ....

و سزاوار داخل شدن در آتش همراه كافران گشته اند كه خداوند در آخر آيه فرموده است :

(( اولئك اصحاب النار هم فيها خـــالــــــــدون ))

 آنها اهل آتش و دوزخند و براي همـيشــــه در آن خواهند بود .

 با اين حديث دلهاي بي غرض واقعا بايد مطمئن بشن كه اصل دينداري قبول ولايت اميرالمومنين و 11 امام معصوم هست و نه مناجاتهاي سوزناك و سجده هاي طولاني اما بي ولايت .

چون به فرموده امام صادق اگر ولايت نباشه همه اعمال باطله و همراه با كافرين خالد در آتشند ...

 پس خدا رو شاكر باشيم به خاطر نعمت ولايت اهل بيت و  انشالله  قلب ائمه اطهار  رو با دوستي با دشمنانشون جريحه دار نكنيم  .

 آخرين حديث و التماس دعا از همه شيعيان اميرالمومنين :

 شيخ طوسي از سليمان ديلمي نقل ميكند كه به امام صادق عرض كردم :

 معني اين آيه شريفه كه خداوند مي فرمايد :

 ( و ما كنت بجانب الطور اذ نادينا )  چيست ؟

  امام فرمودند : نوشته اي است كه آنرا دو هزار سال پيش از آفرينش در برگ (( آس ))  قلم قدرت حق نوشته و آنرا در عرش قرار داده  است .

عرض كردم اي سرور من چه چيزي در آن نوشته شده است ؟

فرمود نوشته شده است :

اي شيعيان آل محمّد پيش از آنكه از من درخواست بكنيد به شما عطا كردم و پيش از آنكه مرا معصيت كنيد شما را آمرزيدم و پيش از آنكه مرتكب گناه شويد شما را بخشيدم .

هر كس با و لايت نزد من آيد او را به رحمت خود در بهشت ساكن گردانم .

  

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 12:17  توسط طه طبسي  | 

 

با سلام .

در اين پست فقط ميخوام كمي از امر به معروف و نهي از منكر بنويسم .

چيزي كه متاسفانه در جامعه ما داره فراموش ميشه .

ولي بايد بدونيم سالار شهيدان حضرت ابا عبد الله الحسين صراحتا علت قيامشون رو به

 امر به معروف و نهي از منكر ذكر كردند ….

همونجوري كه ميدونيم امر به معروف و نهي از منكر داراي درجاتي هست ..

گاهي مواقع امري واجبه مثل واقعه كربلا .

در كربلا اگر امام حسين ايستادگي نميكرد دين براي هميشه از بين ميرفت …

براي همين امام حتي جانشون رو هم در طبق اخلاص گذاشتن چون ميدونستن با شهادتشون

 جلوي مرگ دين گرفته ميشه .

گاهي مواقع هم اين وظيفه حالت وجوب نداره .

مثل وقتي كه ممكنه امر به معروف يا نهي از منكر ما به مخاطبمون كارگر نباشه و جان

 يا آبرو يا مالمون هم بدون هيچ نتيجه مثبتي به خطر بيفته …

اما يقينا در غير از اين شرايط خاص هميشه بايد پايبند به امر به معروف و نهي از منكر بود .

چون در جامعه وقتي كه آتشي برافروخته بشه خشك و تر با هم ميسوزن.

پس بنابر اين بر خلاف تصور اشتباه بعضي افراد كه امر به معروف و نهي از منكر رو فقط

وظيفه عده اي خاص ميدونن

( به عنوان نمونه فكر مي كنن فقط امام حسين بايد شمر رو نصيحت كنه و از كارهاي زشت باز داره )

 هرگز اين چنين نبوده و نيست .

درسته كه در جامعه بايد عده اي مخصوص اين كار باشند اما اين وظيفه بر گردن فرد فرد افراد

 جامعه است و ساقط نميشه .

مثال واضح ترش همون مثالي بود كه رسول الله زد .

ايشان فرمودند جامعه مثل يك كشتي در درياست كه همه افراد در اون هستند .

حالا اگر حتي يك نفر احمق بخواد قسمتي از كشتي رو به بهانه اينكه جاي خودشه سوراخ كنه

 اگر بقيه مانع اين كارش نشند بزودي با عمل احمقانه اون شخص هلاك خواهند شد .

پس همينقدر كه ما با توجه به‌ آموزه هاي دينيمون علم به بدي عمل كسي داشته باشيم بايد

 به تناسب درجات نهي از منكر سعي در جلوگيري از عمل اون شخص داشته باشيم .

يقينا سكوت ما در جايي كه وظيفمون نهي از منكره خيانت به انسانيت و دين و امام حسينه ….

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 12:13  توسط طه طبسي  | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 17:51  توسط طه طبسي  | 

 

دیشب شب اربعین بود .

اربعین شهادت امام حسین ..

قرارمون با بچه های هئیت  سر ساعت ۹ دم مسجد بود تا با هم دم رو بگیریم و بریم  داخل مسجد ...

طبق معمول بچه های هیئت تاخیر داشتند .

من و آقا مجتبی و چند نفر دیگه  از بچه ها منتظر بقیه بودیم ..

اتفاقا جایی که واستاده بودیم یک شیرینی فروشی بود که من با  اعصابی خورد خالی شدن طبق های

شیرینی و بلافاصله جایگزین شدنشون  با طبقهای پر  و باز  خالی شدنشون  و همین جور این چرخه رو

در شب اربعین دین میدیدم .

زوار هم که ماشاءالله ...

سیل جمعیت بود به طرف حرم ..

اما به همون قبله هشتم اکثر نگاه ها شاد و لبخند بر چهره داشتند و میرفتند تا سال مبارکی در کنار امام

هشتم داشته باشند ...!

که امام هشتم سال رو   مبارک گردان !

که این سال سال خوبی تا اخرش باشه ...!

نه اینکه ما به شب قدر اعتقاد  نداریم

نه اینکه طول سالمون همون شب قدر رقم میخوره .

نه اینکه از نظر دین روزهای بسیار  با ارزشتری از نوروز  داریم که اصلا استقبالی ازشون نمیشه

همه جمع شده بودن تا اینجا و شب قتل دین  سال برشون مبارک بشه .

در زیارتی که در زیارت عاشورا میخونیم روز عاشورا روزی بود که بنی امیه به خاطر قتل امام حسین به

اون روز تبرک جستند ...

حالا دقیقا در شب اربعین از روی جهالت ما هم داشتیم تبرک میجستیم !!!!!

 طبق نص صریح روایات خود ائمه فرمودند ( اگر حتی ولادت ما با عزامون تداخل کرد شما عزادار باشید )

با خودم گفتم جدا امام زمان هم این شب رو مبارک میدونه ؟

جدا امام رضا هم این شب رو مبارک میدونه ؟

عقلم میگفت محاله و اصلا برای امام رضا در اربعین جدش عید معنی نداره ...

اربعین سبز !!!!    واقعا امام رضا هم اعتقادی به اربعین سبز داره ؟

نه !!!!   سر کی رو کلاه میذاریم ؟

خیلی به هم ریخته بودم ...

بچه ها هم که طبق معمول دیر کرده بودند ..

شیرینی فروشه هم که در شب قتل دین به یمن شهادت امام حسین !!!!! با ولع هر چه بیشتر

شیرینی میفروخت ...

یکهو با صدای پسر کوچولوی ۳ ساله اقا مجتبی به خودم اومدم ..

 به باباش گقت ما چرا امشب سفره هقت سین  نداریم و همه دارن ...

گفتم الان چی میخواد جواب پسرش رو بده ..

آقا مجتبی نشست زمین ...

خیلی با آرامش موهای طلایی پسرش رو نوازش کرد و گفت :

برای اینکه پسرم ما نوکر امام حسینیم و امشب شب عزای اربابه ....

با خودم گفتم  واقعا اگر از بچگی  تربیت  درست نباشه و پایمون قرص نباشه بزرگ که بشیم یک

هو معرفت میاد سراغمون ؟

از نظر من نه ...

در مقابل این آموزش پدر به پسر سه سالش که خدا براش حفظش کنه بسیار دیدم که پدرها جلوی

غولهای ۱۸ یا ۱۹ یا ۲۰ سالشون رو با  اینکه به انواع گناهها علنا آلودن نمیگیرن و میگن اشکالی نداره

هنوز بچه است !!!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 21:31  توسط طه طبسي  |